شب نوشته‌های غمگین

 

روی سخنم با توست. توئی که جای پدر بزرگ من ، یا شاید اگر اغراق نشود جای پدر بزرگ پدر من بودی. برای همهٔ خانواده سالها زحمت کشیدی. چه صبح هایی زود و چه شب ها که بیدارت کردیم و چه روز‌ها و ساعت هایی که در انتظار رسیدنت بودیم.

جدّ بزرگوار من همیشه میگفتی‌ عاشق زمین هستی‌ ، شاید نفس سالهای جوونیت را نداشتی‌ اما روسایت هیچ گاه این را نفهمیدند که تو وقت باز نشستگیت هست. شاید چون خانواده در شرایطی بود که تو مجبور بودی کار کنی‌ و جای همهٔ ما کار کردی و انصافا خوب هم کار کردی. تو دور‌ه های زیادی را دیدی اما باور دارم هیچ گاه سرما و برف به اندازهٔ پریروز اذیتت نکرد.

چه کافرانی که با دیدنت عابد و زاهد شدند و چه نفس هایی که تا رسیدنت در سینه حبس شد. بابا بزرگ ، دیدی چه خاکی بر سرمان شد؟!! خاک بر سر همهٔ مان که با دست‌های خودمان گورت را کندیم. میدونم ، میدونم سالهای آخر عمرت را در فقر زندگی‌ کردی و فقر غذایی تمام وجودت را پوسانده بود اما بدان فارغ از هر زنده باد و مورده باد ما به تو افتخار می‌کنیم.. راستی‌ شنیدم تو سقوط نکردی ، فقط یک فرود اضطراری داشتی.. بابا بزرگ ،مطمئنم الان پیش بقیه دوستانت در بهشت هستید و چه بسا دوستان زمینیت به زودی به تو بپیوندند .. نگران نباشید بیکار نمی‌مانید ، از قول من به دوستانت بگو ایران ایر قرار است به زودی به کّل به بهشت منتقل شود و کلا آنجا خطوط هوائی بهشت تا جهنم را پوشش دهد ، البته مطمئنم آن دنیا هم حساب کتابش جوریست که بهشت را به امارات یا حتی ک. ال. م. میدهند ... ولی‌ نگران نباش ، همگی‌ مشغول خواهید شد..

خدایت بیامرزد!

/ 2 نظر / 6 بازدید
مرجان

این دیگه خیلی درده واقعاَ ‘ روح شون شاد و خانواده هاشون در پناه خدا در کویری سوت و کور در میان مردمی با این مصیبتها صبور صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق گفتگو از مرگ انسانیت است

صدام

میشه بگی هدفت از ساختن این وبلاگ چی بوده ممنون میشم ممنون میشم که با حرفات وقت مردمو میگیری ببین جوونای جامعه ایران به چی سرگرمن