اولین پست

قبل از اینکه بپرسید چرا من تمام ۲ ، ۳ سال وبلاگ نویسی و خاطرات رو در بلاگفا رو رها کردم و به خانواده ی پرشین بلاگ پیوستم ، لازم میدونم چند نکته‌رو بگم ؛

اولا در ابتدا هرکاری با یک سری سختی‌ها و مشکلاتی همراه هست و همیشه بعد از چند وقت که تجربهٔ انسان بالا میره به این نتیجه میرسه که میتونست کار بهتری بکنه ، اصولا اتفاق‌ها و پیشرفت‌های بشر از جایی شروع شد که بشر تنها به امکانات محدود اطرافش قانع نشد و در پی چیز‌های جدید رفت ، تلاش کرد و به دست آورد ، وبلاگ نویسی قبل از هرچیزی برای من یک پدیده عجیب و با مزه بود ، اولا فقط برای وقت گذرونی و تحسین خودم اینکارو می‌کردم ، کمی‌ بعد شدیدا بهش عادت کردم و وبلاگم رو بخشی از زندگیم میدونستم ، گاهی تمام حرفای ۱ ماه قبل رو پاک می‌کردم چون فکر می‌کردم اشتباه بوده و جذاب‌ترین بخش وبلاگم آرشیوی بود که انگار آینه‌ای بود که بمن بزرگ شدن و رشد و بلوغ فکری من رو نشون میداد و گاهی حتی خجالت می‌کشیدم از حرف‌های ۲ ماه پیشم ! اما حالا حس می‌کنم انقدر جسارت پیدا کردم  که می‌تونم وبلاگی رو درست کنم که هرروز توش نظراتم رو بنویسم ، نظراتی که گاهی کسی‌ نمیخونه ، گاهی کسی‌ می‌خونه و گاهی خیلی‌‌ها می‌خونن و گاهی ...

رها کنم ، به پریشن بلاگ اومدم چون پریشن بلاگ و مدیر محترمش خدمت بزرگی‌ به گسترش فرهنگ و زبان فارسی کردند و دوست دارم به عنوان عضوی کوچک و ناچیز من هم خودم رو در خانواده ی پریشن بلاگ ثبت کنم و یک وبلاگ فارسی زبان دیگر به موتور جستجو گر گوگل اضافه کنم ، امیدوارم روزی برسه که بتوانیم زبان ، حرف‌ها ، داستان‌ها و خاطره هامون رو آزادانه بیان کنیم. سعی‌ می‌کنم هرشب ، هرچند مختصر بنویسم تا شاید تمام این نوشتها کمکی‌ به خودم و به دوستانم شه تا محلی برای گفت و گو و بیان نظرات با گرمی‌ و صمیمیت ایجاد بشه ،

شب روزتون قشنگ ..

/ 1 نظر / 7 بازدید
مرجان

سلام ‘ مبارکه ‘‌یهویی ‘‌قبلیه که خیلی خوب بود درهر حال من که هرجا بری ‘ هرجا بنویسی ‘میام زیرا قلباً ارادتمندم [ماچ][قلب][گل]